السيد محمد حسين الطهراني

125

الله شناسى (فارسى)

كلام علامه در جميع اشكالاتى كه در قصّهء إبليس ذكر كرده‌اند و آن عبارت است از نظريّات ساده‌اى كه در نخستين وهله بر افهام عامّيّه‌اى كه به كلام الهى برخورد كرده‌اند ظاهر مىشود ؛ و پس از آن ، تخاصم و نزاع علمى در ميانشان در تضارب و تصادم برداشتهائى كه هر گروه خاصّى از ايشان نموده است ، و سنگرگيرى در آن افكار حاصلهء مختصّهء به خودشان ، و سپس دفاع از آن به انواع جدل ، و اشتغال به إحصاء اشكالات واردهء در قصّه ، و تقرير سؤالها و جوابها به صورتى پس از صورت ديگر : به چه سبب خداوند إبليس را آفريد ، با وجودى كه مىدانست او چه كسى است ؟ به چه سبب او را در ميان فرشتگان وارد كرد ، با وجودى كه از ايشان نبوده است ؟ به چه سبب او را امر به سجده نمود ، با وجودى كه مىدانست او فرمانبردار نيست ؟ به چه سبب او را موفّق به سجده نكرد ، و او را اغواء نمود ؟ به چه سبب او را هلاك ننمود در هنگامى كه او سجده نكرد ؟ به چه سبب او را تا روز برانگيختگى مردم در نزد خداوند ، يا تا روز معلوم مهلت داد ؟ به چه سبب به او چنان تمكّنى داد تا بدان تمكّن شگفت آورى كه مانند جريان خون در بنىآدم جريان يافت ، صاحب استقرار و تمكين گشت ؟ به چه سبب او را با سواره نظام و پياده نظام خودش مؤيَّد ساخت ، و به جميع آنچه در حيات انسانى مختصر مَساسى داشت مسلّط نمود ؟ به چه سبب او را بر حواسّ ظاهرهء انسانى آشكارا نكرد ، تا از برخورد با وى احتراز جويد ؟ به چه سبب انسان را تأييد نكرد به مثل آنچه را كه او را بدان تأييد كرد ؟